بانکدار اینترنتی
 
 
سه‌شنبه ٢۸ آذر ،۱۳٩۱ :: ٧:٤٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : فرهاد فولادی

در چند سال اخیر با پیشرفت سریع تکنولوژی ٬ تمامی خدمات قابل ارائه بانک ها نیز به سمت حذف یا لااقل کم کردن نقش نیروی انسانی حرکت کرده اند . در این میان کیفیت ارائه خدمات بانک ملی ایران نیز به عنوان بانک پیشرو در خدمات نوین بانکی جهش قابل ملاحظه ای کرده است .ولی با وجود استقبال خوبی که از این طرح ها شده است در بعضی از نقاط کشور و بسته به سطح سواد و آشنایی با تکنولوژی روز هنوز هم مشریانی هستند که به بانکداری سنتی وفادارند .



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :


دوشنبه ۱۳ آذر ،۱۳٩۱ :: ۳:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : فرهاد فولادی

13 آبان 1391 بابلسر.ساعت کم کم به 8:30 نزدیک میشه و همکاران سر میزهاشون نشستن و برای شروع جلسه لحظه شماری می کنن.بالاخره ساعت 8:45 با ورود آقایان حسین زاده٬صدر ٬ضیایی پرور و افشار جلسه بطور رسمی آغاز می شود.بعد از مراسم اولیه همایش و ارائه مطالب آقای افشار نوبت به آقای دکتر ضیایی پرور رسید تا با اون بیان شیوا و جذابشون ما رو از آخرین مطالب روز دنیای وبلاگ نویسی بهره مند کنند.اوسط صحبت ایشون اینترنت سالن دچار مشکل شد و سالن از حالت آن لاین به آف لاین تبدیل شد .



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :


چهارشنبه ۸ آذر ،۱۳٩۱ :: ٦:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : فرهاد فولادی

سلام.مطلب زیر یه دردل ساده از زبون یه متصدی نوعی هست و اصلا و ابدا قصد هیچ گونه اعتراض یا گلایه ای نیست. بلکه به درخواست چندین همکار که حرف دلشون یکی بود ولی به شبکه وب دسترسی نداشتن در این پست قرار دادم .

یادش به خیر تا همین چند سال پیش جلوی هر باجه ی شعبه رو که نگاه می کردی 10-20تا کله به هم چسبیده بود.تا اینکه کم کم سیستم صف(نوبت دهی) رواج پیدا کرد.از یه طرف متصدیان خوشحال بودند که از فشار ازدحام پشت باجه کاسته می شه و می تونن لااقل بدون استرس و شنیدن غرغر مشتری و متلک های اون ها یه چای بخورن یا برای رفع حاجت برن.از طرف دیگه مشتری ها هم دیگه دغدغه ی کی اول صفه کی آخره صفه رو نداشتن و حتی می تونستن ما بین نوبتشون برن بیرون بانک و سر نوبتشون برگردن.ولی کم کم هر دو طرف متوجه شدند در کنار این مزایا یه سری مشکلات هم هست .مشتری ناراضی که تا چند دقیقه رو صندلی بانک می شینه و حوصلش سر می ره داد میزنه آقا پس چرا صدای این خانومه (پیجر سیستم صف) در نمی آد؟اون یکی میگه این باجه 10 دقیقه است شماره صدا نمی کنه .اون یکی پا میشه میره پیش رئیس شعبه می گه آقا من یک ساعته اومدم داخل شعبه ولی نوبتم نمی رسه (در صورتیکه بیشتر مواقع وقتی رسید نوبت رو ازش میگیری و نگاه می کنی متوجه میشه 20 دقیقه بیشتر نیست که اومده داخل).حالا متصدی بانک که تا چند وقت پیش فقط فشار از طرف مشتری رو احساس می کرد الان رئیس و معاون و رئیس صندوق و همه همکاری پشت سرشو هم روبروش می بینه.رئیس شعبه که تا می بینه متصدی سرشو برمی گردونه از اون دور داد می زنه آقا شماره بزن!!! دریغ از اینکه مشتری با شنیدن این حرف ادعاش دوچندان میشه.ولی وقتی زوم می شی تو ماجرا میبینی که متصدی بخت برگشته تو اون زمانی که فراخوان نکرده داشته یه سند انتقالی که همکار پشت سری بهش داده رو ماشین می کرده.یا اومده یک دقیقه از صندلی بلند شه  که کمرش نگیره یا ....!حالا بعضی از روسای محترم شعب که دیگه خودشون دست بکار میشن و میان بالای سر متصدی و چند بار با دست مبارکشون فراخوان و فشار میدن و میرن سراغ باجه بعدی !!!دیگه قضاوت با شما خواننده محترم که آیا سیستم صف به درد شعب شلوغ می خوره یا نه ؟ در پایان یه بار دیگه تکرار می کنم که این فقط یه درد دل بود و اینکه این اتفاقات در همه ی شعب نیست و بستگی به خیلی از متغیرها داره .ولی درمجموع من خودم به شخصه موافق این سیستم هستم .امید است که چنین انتقادها و پیشنهاداتی به توفیق و پویایی روز افزون سازمان ختم بشود.



موضوع مطلب :