اجبار یا آموزش خدمات الکترونیک؟

نمونه ساده این مسئله پرداخت قبوض خدماتی است که در بسیاری از شعب مشتریان اقدام به پرداخت حضوری می کنند . یا در بحث پرداخت الکترونیکی تسهیلات که با وجود امکاناتی مانند خودپرداز و اینترنت و همراه بانک مشتری باز هم حضور فیزیکی در شعبه را ترجیح می دهد . تجربه نشان داده است در کشور ما اگر اجبار نباشد آموزش غالبا به تنهایی جواب نمی دهد . به عنوان مثال بستن کمربند ایمنی ٬که تا چند سال پیش بسیاری از سرنشینان خودروها با وجود تبلیغات گسترده پلیس راهنمایی و رانندگی زیر بار آن نمی رفتند ٬ولی به محض تصویب قانون جریمه نبستن کمربند ایمنی و اجباری شدن آن مشاهده می کنیم که این موضوع تبدیل به یک فرهنگ رانندگی شده است و سرنشینان بلافاصله پس از سوار شدن در ماشین و قبل از حرکت ابتدا کمربند ایمنی خود را می بندند.در مورد خدمات بانکی نیز به نظر نویسنده مطلب ابتدا مدتی را به آموزش مشتری باید اختصاص داد سپس با تصویب قانون هایی مانند عدم دریافت قبوض خدماتی و اقساط تسهیلات به صورت حضوری فرهنگ استفاده از خدمات الکترونیک را  در بین مشریان جا انداخت .برای رفاه حال مشریانی که واقعا با مسئله استفاده از تکنولوژی به هر دلیلی مانند کهولت سن مشکل دارند در سطح هر شهر شعب منتخبی را برای ارائه خدمات حضوری اختصاص داد .البته این اجبار موازی با آموزش فقط و فقط برای صرفه جویی در زمان و هزینه ی مشتری است که زمان ارزشمند خود را بیهوده در صفوف بانک صرف نکند و کارمندان بانک نیز بتوانند زمان بیشتری را صرف دیگر بخش های بانک ازجمله بازاریابی منابع و جذب سپرده و وصول مطالبات معوق و ... کند.

/ 1 نظر / 20 بازدید
عرفان

اجبار بسیاری از محدودیت های ذهنی را حل می کند. بعضی ها احساس ناتوانی و ترس از استفاده از برخی خدمات الکترونیکی دارند اما اجبار انها را به استفاده وا میدارد و همه چیز بعد از ان اسان خواهد شد